وقتی به تُو فکر می کنم...

وقتی به تُو فکر می کنم، خاطره هام زنده میشه

از جا دلم کَنده میشه، دوباره شرمنده میشه...

شرمنده میشه پیشِ من، که بِهم بگه "دوست داره"

بگه فقط تُورو داره، بازم داره کم میاره

روش نمیشه، آخه خودش، میدونه دردِ من چیه

میدونه بین ما دوتا ، جدایی تقصیر کیه

 

تویِ تموم زندگیم، دلم ازم چیزی نخواست

به جز "تُو" که، تُوئَم واسه، دلخوشیه خودم میخواست

دلش میخواست کنارِ تُو باشه و عاشقی کنه

میخواست رو دیوارِ دلش ، عکستو نقاشی کنه

میخواست تو زندونِ نگات خودشو زندونی کنه

برای اون رنگِ چشات خودشو قربونی کنه

فقط میخواست با "تُو" باشه، پیشِ تُو آواره باشه

حتی اگه پیشه تُویِ عاشق بیچاره باشه

 

شیرین ترین خوابی که دیدم تو بودی، تو

شیرین ترین رویا که داشتم تو بودی، تو

شیرین ترین دردی بودی که کشیدم

کسی مثه تُو، تو دنیا من ندیدم

 

دوسِت دارم

[ دوشنبه ٧ فروردین ۱۳٩٦ ] [ ۱۱:٥۳ ‎ق.ظ ] [ مرصاد ]

دیشب...

[ دوشنبه ٧ فروردین ۱۳٩٦ ] [ ۱۱:۳٦ ‎ق.ظ ] [ مرصاد ]

 

[ دوشنبه ۳٠ اسفند ۱۳٩٥ ] [ ۱٠:٠۱ ‎ق.ظ ] [ مرصاد ]

گاهی مسیر جاده به بن بست می رود

گاهی مسیر جاده به بن بست می رود
گاهی تمام حادثه از دست می رود

گاهی همان کسی که دم از عقل می زند
در راه هوشیاری خود مست می رود

گاهی غریبه ای که به سختی به دل نشست
وقتی که قلب خون شد و بشکست میرود

بیراهه ها به مقصد خود ساده می رسند
اما مسیر جاده به بن بست می رود

👤 افشین یداللهی

[ پنجشنبه ٢٦ اسفند ۱۳٩٥ ] [ ٩:٢۸ ‎ق.ظ ] [ مرصاد ]

کجا باید برم + دانلود

[ شنبه ٢۳ بهمن ۱۳٩٥ ] [ ٤:٤٦ ‎ق.ظ ] [ مرصاد ]

ای که تویی همه کَسَم

...

وقتی تو نیستی قلبمو واسه کی تکرار بکنم؟

گلهای خواب آلوده رو واسه کی بیدار بکنم؟

دست کبوترای عشق واسه کی دونه بپاشه؟

مگه تَنِ من می تونه بدون تو زنده باشه؟


ای که تویی همه کسم،بی تو میگیره نفسم

اگه تو رو داشته باشم،به هرچی میخوام می رسم


عزیزترین سوغاتیه غبارِ پیراهن تو

عمر دوباره ی منه دیدن و بوئیدن تو

نه من تو رو واسه خودم، نه از سرِ هوس میخوام

عمر دوباره منی، تو رو واسه نفس میخوام


ای که تویی همه کسم،بی تو میگیره نفسم

اگه تو رو داشته باشم، به هرچی میخوام می رسم

[ شنبه ٢۳ بهمن ۱۳٩٥ ] [ ۳:۱٧ ‎ق.ظ ] [ مرصاد ]

نفس گیر

[ پنجشنبه ۱٤ بهمن ۱۳٩٥ ] [ ٥:٠٥ ‎ق.ظ ] [ مرصاد ]

من، تهران و خاطره ی بد

[ چهارشنبه ۱۳ بهمن ۱۳٩٥ ] [ ۳:٠٢ ‎ق.ظ ] [ مرصاد ]

اینجا چراغی روشنه...

هرجا چراغی روشنه از ترس تنها بودنه

ای ترس تنهایی من، اینجا چراغی روشنه

 

اینجا یکی از حس شب، احساس وحشت میکنه

هر روز از فکر سقوط، با کوه صحبت میکنه

 

من ماه میبینم هنوز این کور سوی روشنو

اینقدر سوسو میزنم شاید یه شب دیدی منو

 

جایی که من تنها شدم، شب قبله گاه آخره

اینجا، تو این قطب سکوت، کابوس طولانی تره

[ جمعه ۸ بهمن ۱۳٩٥ ] [ ٧:۳۳ ‎ب.ظ ] [ مرصاد ]

دشنه ی ما شعر و غزل

وقتی که گل در نمیاد

سواری این ور نمیاد

کوه و بیابون چی چیه؟

 

وقتی که بارون نمیاد

ابر زمستون نمیاد

این همه ناودون چی چیه؟

 

حالا تو دست بیصدا، دشنه ی ما شعر و غزل

قصه ی مرگ عاطفه، خوابای خوب بغل بغل

 

انگار با هم غریبه ایم، خوبی ما دشمنیه

کاش منو تو میفهمیدیم، اومدنی رفتنیه...

 

تقصیر این قصه ها بود، تقصیر این دشمنا بود

اونا اگه شب نبودن، سپیده امروز با ما بود

[ جمعه ۸ بهمن ۱۳٩٥ ] [ ٧:٠٦ ‎ب.ظ ] [ مرصاد ]

کابوووووووووووووووووووووووووس

[ جمعه ۱ بهمن ۱۳٩٥ ] [ ٥:٠۱ ‎ق.ظ ] [ مرصاد ]

دلم برات تنگه...

دلم برات تنگه

دوس دارم از غمِ تو زار بزنم

سرمو به درو دیوار بزنم

دلمو برای تو دار بزنم

بِرَمو تو هر کوچه جار بزنم

تا بدونن آدمام گریه کنن زار بزنن

 

دلم برات تنگه

دوس دارم که ساعتا گریه کنم

برا دوری از شما گریه کنم

توی راه کوچه ها گریه کنم

برای جدایی ها گریه کنم

دوسش دارم اینو. خیلی زیاد

Trio Mandili - Apareka


ادامه مطلب
[ جمعه ٢٤ دی ۱۳٩٥ ] [ ۱٢:۱۸ ‎ب.ظ ] [ مرصاد ]

تو که نیستی...

دانلود تو که نیستی...

دارم حس می کنم "هستم"،بِهِت بدجوری وابستم
که از دست تو آرامش سرایت کرده به دستم

 

کنارم وقتی که هستی زمان آهسته تر میشه
همین که میری از پیشم چشام آهسته تر میشه

 

تو که نیستی،سکوته، لحظه ها بی روح و دلگیره
تمام خستگیم وقتی تو هستی از تنم میره

 

خیالت توی این کابوس مثل آبه رو آتیشه
کنارم وقتی می شینی گلایه هام تموم میشه

 

محاله تا تو بیداری یه آن پلکم رو هم باشه
کسی غیر از تو ممکن نیست که انقدر تو دلم جا شه

 

کنار تو نمی مونه واسه دلشوره هام جایی
تو هر کجایِ این دنیا، برای من یه دنیایی

 

تو که نیستی،سکوته، لحظه ها بی روح و دلگیره
تمام خستگیم وقتی تو هستی از تنم میره

 

خیالت توی این کابوس مثل آبه رو آتیشه
کنارم وقتی می شینی گلایه هام تموم میشه

سایه
دانلود روی عنوان


[ چهارشنبه ٢٢ دی ۱۳٩٥ ] [ ۸:۳٥ ‎ب.ظ ] [ مرصاد ]

کویر

[ پنجشنبه ۱٦ دی ۱۳٩٥ ] [ ٤:۱٦ ‎ق.ظ ] [ مرصاد ]

بدجوری دلم می خوادت. بدجوری

4:13

*مگه دست خودمه؟

مگه تقصیر منه؟

هواتو کردم دیوونه وار

تو هواتو فرستادی طرف من، به من چه

تقصیر خودته

نه، اصلن دلم مقصره

دیوونه ست حالیش نمیشه کِی باید هواتو کنه

گرچه بنده خدا دست خودش نیس

بدجوری میخوادت بدجوری

*خدا بگم دله رو چیکارش نکنه

وای که چقد دلم برات تنگه

بعضی وقتا میگم گور بابای همه چی، میزنم به سیم آخر هرچه باداباد

بذا برم دنبالش

اما باز میگم، چاره چیه؟

فقط بگم: دوست دارم. اینقد که دارم جون میدم

*خیلی دیوونه ای اگه فکر کنی با هر روش مسخره ای یا بالاخره با یه روشی دوست داشتنت در وجود من میمیره

این از جنس ابدیه

با هیچی پاک نمیشه. با هیچیه هیچی

پس تلاشت بیفایده ست سعی نکن باهاش بجنگی یا بخوای پاکش کنی

و به خاطر اینکه من دوست دارم، چیزی رو تغییر بدی

پس

تو

زندگیتو کن

آرام

و من، دوستت دارم از اعماق جان.

دانلود "بعد تو"


ادامه مطلب
[ سه‌شنبه ۱٤ دی ۱۳٩٥ ] [ ۱:٤۱ ‎ب.ظ ] [ مرصاد ]

دلخوشی + دانلود

[ دوشنبه ۱۳ دی ۱۳٩٥ ] [ ٦:٠٦ ‎ق.ظ ] [ مرصاد ]

تو اما ندیدی،ندیدی،ندیدی

من از اشک چشمات چنان تَر شدم

که معنای عشقو تو یک شب من از بَر شدم

اگر چه تو نیستی  دگر در بَرم

من از اشک چشمات هنوزم تَرم

تو اما ندیدی،ندیدی،ندیدی

تو اشکِ من اما ندیدی،ندیدی

ندیدی که هر لحظه بی تو چه شد

ندیدی عزیزت بدون تو آواره شد

تو که رفتی آسون و آسوده ای

اگر من بمیرم به مرگم تو آلوده ای

تو این قصه شیرین تو، فرهاد منم

تو میمانی و رفته بر باد منم

اگر چه دگر فرصتی باقی نیست

هنوز مستتم گر دگر ساقی نیست

تو حتی ندانی که من مرده ام

ندانی به عشقت قسم خورده ام

قسم خورده ام من به اشک چشات

به برق نگاهت به ناز و ادات

نباشی نمانم در این زندگی

نخواهی نخواهم من این زندگی

رَوَم  بلکه از یاد این دل بِری

بمیرم که شاید ز تقصیر من بگذری...

 

دانلود کلیپflv

دانلودصوتی wma

[ چهارشنبه ۸ دی ۱۳٩٥ ] [ ٤:٠٥ ‎ق.ظ ] [ مرصاد ]

عقل کجا پی برد شیوه سودای عشق؟

 

عقل کجا پی بَرَد شیوه سودای عشق؟

باز نیابی به عقل سِرِّ معمای عشق


عقلِ تو چون قطره ای ست، مانده ز دریا جدا

چند کند قطره ای فهم ز دریای عشق؟


خاطر خیاط عقل گرچه بسی بخیه زد

هیچ قَبایی ندوخت لایق بالای عشق


گر ز خود و هر دو کون پاک تبرّا شوی

راست بود آن زمان از تو تمنّای عشق


وَر سر مویی ز تو با تو بماند به هم

خام بود از تو خام پُختنِ سودای عشق


عشق چو کار دل است، دیدۀ دل باز کن

جانِ عزیزان نگر، مستِ تماشای عشق


دوش درآمد به جان دَمدمِۀ عشقِ او

گفت اگر فانیی هست تو را جای عشق


جان چو قدم در نهاد، تا که همی چَشم زد

از بُن و بیخش بِکَند قُوّت و غوغای عشق


چون اثرِ او نماند، محو شد اجزای او

جای دل و جان گرفت، جملۀ اجزای عشق


هست درین بادیه جملۀ جانها چو ابر

قطره باران او درد و دریغای عشق


تا دل عطار یافت پرتُوِ این آفتاب

گشت ز عطار سیر، رفت به صحرای عشق

 

عطار

[ یکشنبه ٥ دی ۱۳٩٥ ] [ ٤:۱٤ ‎ق.ظ ] [ مرصاد ]

سرکوب عشق

[ سه‌شنبه ۳٠ آذر ۱۳٩٥ ] [ ۳:٤٠ ‎ق.ظ ] [ مرصاد ]

دیشب همین موقع

دیشب همین موقع

لینک دانلود

تاریخ نگارش 95/9/29 ساعت15:30

[ سه‌شنبه ۳٠ آذر ۱۳٩٥ ] [ ٢:۳٩ ‎ق.ظ ] [ مرصاد ]

عقل و عشق

چه حرفی تو نگاهت هست،که چشمات زندگی داره؟

که این دنیایِ تکراری کنارت تازگی داره؟

 

همیشه بین عقل و عشق یکی همدستِ آدم نیست

از عشق همینو میدونم، که هیچوقت دستِ آدم نیست

 

کجا ما رو رسوندیمون ، که راضی ام به تقدیرم

خودم دارم از اون راهی ، که میترسوندمت میرم

 

کجا ما رو رسوندیمون ، که واسم باورش سخته

کنارِ تو کسی میشم ، که انگار تازه خوشبخته

 

یه جا تسلیم عشق بودن همه دیوونگیت میشه

کسی که فکر نمیکردی ، تمومِ زندگیت میشه

 

چه دنیایی به من دادی ، به من که دل نمیدادم

چه عشقی توو دلم گُم بود ، که با تو یادش افتادم

 

دانلود"عقل و عشق" شادمهر عقیلی

my lady I love you

[ یکشنبه ٢۸ آذر ۱۳٩٥ ] [ ٩:٢٧ ‎ق.ظ ] [ مرصاد ]

فاصله;بهترین هدیه به یه مخاطب خیلی خیلی خاص

[ شنبه ٢٧ آذر ۱۳٩٥ ] [ ۱٠:۳٥ ‎ب.ظ ] [ مرصاد ]

کابوس

[ یکشنبه ٢۱ آذر ۱۳٩٥ ] [ ۸:٠٤ ‎ق.ظ ] [ مرصاد ]

وسوسه

[ یکشنبه ٢۱ آذر ۱۳٩٥ ] [ ٧:٤٤ ‎ق.ظ ] [ مرصاد ]

در عاشقی پیچیده ام

 

در عاشقی پیچیده ام یارب گره بسیار کن

تا هست عمری پیش رو این قصه را تکرار کن

 

[ سه‌شنبه ۱٦ آذر ۱۳٩٥ ] [ ٦:٥۱ ‎ق.ظ ] [ مرصاد ]

شاید اگر دائم بودی کنارم

شاید اگر دائم بودی کنارم
یه روز میدیدم که دوست ندارم


ادامه مطلب
[ سه‌شنبه ٩ آذر ۱۳٩٥ ] [ ٧:٢٢ ‎ق.ظ ] [ مرصاد ]

پناه آخر من باش..

[ پنجشنبه ٤ آذر ۱۳٩٥ ] [ ۱۱:۱٢ ‎ب.ظ ] [ مرصاد ]

چه کسی دلش میسوزد؟

منمو این همه راه و دوری

چه کسی دلش می سوزد؟

 

منمو بی خبری، دلشوره

چه کسی دلش می سوزد؟

 

منمو دربدری آواره

که به دنبال دیوار برای تکیه

همه شب دربدر کوچه شده. 

و چه زیباست بدانی اینجا

کوچه ها دربدر من شده اند.

چه کسی دلش می سوزد؟

 

منمو این شب تار، که هراسانم از آن

مر نه این است که شب مایه ی آرامش ماست؟

شبو من هر دو هراسان از هم

من ز تاریکی و غصه که نبینم "تو" را

او از آن رو که بیابم تو و از دست دهد

منه گمراه و پریشان شده را

چه کسی دلش می سوزد؟

 

سرنوشتم گرهی دارد کور

یک سرش کوچه یکی شب و یکی دیوار و

سر اصلی که گره باز شود

مانده در خاطره ها.

و چه دلسخت شدند خاطره ها 

و چه سنگین شده است قلب ضعیف

گر تو میدانستی: 

"ز چه رو "قلب" نکند یاری ما؟

به کدامین دلیل است که بیتاب شده است؟

پیر و سنگین شده است؟"

شاید اینگونه نبود.

شاید اینبار دمی آسایش

 سهم آن "پیر"میشد، به نصیب دل زار.

ولی آه که بی پاسخ ماند:

"اینکه در دیر خرابات و این گردون چرخ

به حال دل من، تنهایی، 

سرنوشتو، شبو، کوچه ، و کمی هم دیوار

خاطرات و ، این همه راه و دوری

چه کسی دلش می سوزد؟"

 

محمد مطهری

[ دوشنبه ۱ آذر ۱۳٩٥ ] [ ۱٢:٤٦ ‎ق.ظ ] [ مرصاد ]

جدایی...

[ پنجشنبه ٢٧ آبان ۱۳٩٥ ] [ ۳:٠٦ ‎ق.ظ ] [ مرصاد ]

نگرانم...

[ سه‌شنبه ٢٥ آبان ۱۳٩٥ ] [ ۸:٤٠ ‎ق.ظ ] [ مرصاد ]